محمد تقي جعفري
77
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
حق را حذف و باطل را بنمايانند و آن مردم را از حق موجود در آن حادثه محروم بسازند . و چون گروه حاميان حق دست از حق خواهى خود برنمىدارند ، فعاليتهاى طرفين موجب بروز آشوب مىگردد . عامل ديگر تحولى است كه در اجتماعات صورت مىگيرد . اغلب تحولاتى كه اجتماع را از موقعيتى به موقعيت ديگر منتقل مىسازد ، فتنه و آشوبى را بهمراه دارد ، خواه اين انتقال از موقعيتى بوده باشد كه اصول تثبيت شده اش فى نفسه باطل باشد و يا به جهت آغاز موقعيت جديد اصول تثبيت شده از فعاليت صحيحى كه در دوران پيش انجام مىدادهاند ، ساقط گردند . عامل بروز آشوب در آن نوع از تحولات كه اصول تثبيت شده در موقعيت پيشين واقعا باطل بودهاند مانند تحولى كه اسلام بوجود آورد دستاويز آشوبگران پذيرندهء آن اصول پيش از تحول قرار گرفت . آنان براى توجيه آشوبى كه به راه انداختهاند ، قيافهء متفكرانه به خود گرفته ، فرياد برمىآورند كه در اين تحول كه پيش آمده است ، خواستههاى مردم مورد بىاعتنايى قرار گرفته به حيثيت مردم لطمه و اهانت وارد مىشود . مانند تزلزل آن اصول ساخته اى كه براى حفظ امتيازات مالى يا مقامى و شخصيتى افرادى يا گروه هايى در موقعيت پيشين تثبيت شده بود . چنان كه در تحول دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام ديده مىشود . مىدانيم كه عثمان چه امتيازاتى را به خويشاوندان و حاميان خود داده بود و اصول ساخته شده اى هم از اين بذل و بخششها حمايت مىكرد . با رسيدن دوران زمامدارى امير المؤمنين عليه السلام ، تحوّل شروع مىشود و مىفرمايد : هر گونه امتيازاتى را كه بدون علت به افراد يا گروهها داده شده است ، من لغو مىكنم و با شمشير برّان اصل عدالت ، همهء آن اصول ساخته شده را از بين مىبرم با اعلان اين تحول سردستههاى آشوبگران مانند معاويه و طلحه و زبير برمىخيزند و كشته شدن عثمان را كه تحقيق در باره اش حق بود ، با اغراض باطل خود در هم مىآميزند و با نمايش حق در آشوب خود به راه مىافتند .